راستش یه مدته که خیلی با خودم درگیرم.کتابدار دانشگاه هستم و موضوع سر اینه که نمی دونم توی کتابخونه بمونم یا اینکه برم سر یه پست دیگه.مثلا آموزش یا روابط عمومی.از یه طرف میگم که حیفه که این همه پول و وقت صرف کردم و ارشد کتابداری گرفتم – حالا برم سر یه پست دیگه؟از یه طرف هم راستش اصلا حال و حوصله ی کتابداری سنتی بخصوص خدمات فنی رو ندارم.نه خوب بلدم و نه انگیزه دارم که یاد بگیرم.فعلا بخش امانت کار می کنم ولی تصور اینکه بخوام یه روزی برم خدمات فنی دیونه ام می کنه.به نظرم اصلا این همه وقت صرف کردن برای فهرست نویسی و رده بندی و نمی دونم برگه آرایی و این جور بگیر ببندها حوصله ای می خواد که در من نیست.کتابخونه ی که من توش کار می کنم دانشکده ای یه و کلا ما دو نفر بیشتر نیستیم که اون همکارم خانوم هست و یک تنه بخش مجلات و مرجع و خدمات فنی رو با هم می گردونه و انصافا هم علاقه داره و هم سواد و من هم به تنهایی امانت هستم.ممکنه تا چند وقت دیگه اون همکارم بازنشسته بشه و یکی رو بیارن امانت و من برم اون بخش.خبری از جذب نیرو و این حرفها هم نیست.این موضوع بشدت فکر منو آشفته کرده و اصلا نمی دونم چی کار کنم؟ بها ندادن به کتابخونه هم شده مزید علت.اگه عزیزانی تجربه مشابه دارند و یا اینکه راهنمایی به ذهنشون میرسه ممنون می شم.