با فرارسيدن ماه اسفند، بوى خوش بهار به مشام مى رسد. بهارى كه به همراه خود عيد و عيدى دادن و بهتر از آن عيدى گرفتن، شكوفه درختان، سرسبزى، ديدار اقوام، شيرينى و آجيل، لباس نو و.‎/‎/ را به ارمغان مى آورد. گيلان همه ساله در ايام عيد پذيراى خيل عظيمى از گردشگران و مسافران داخلى و خارجى است، كسانى كه حتى يك بار بهار گيلان را ديده باشند، مطمئناً به ديدار دوباره از اين طبيعت بكر راغبند و چه زمانى بهتر از عيد و تعطيلات نوروز.
استان گيلان با مردمانى مهمان نواز و خونگرم همه ساله با نزديك شدن عيد نوروز به مانند ديگر نقاط كشور، به خانه تكانى كه در زبان گيلكى به آن «فچين، دچين» مى گويند، مشغول مى شوند. «فچين، دچين» با كمك همه اعضاى خانواده انجام مى گيرد به نحوى كه كارهاى سنگين مانند: جابه جايى فرش، شستن و انداختن آن بر روى ديوار براى خشك شدن و كارهايى از اين قبيل را مردان انجام مى دهند.
در گذشته در بيشتر روستاهاى گيلان مردم فرش، گليم و.‎/‎/ را براى شست وشو به رودخانه ها مى بردند اما اين كارهم اكنون به ندرت انجام مى شود كه البته آلودگى آب رودخانه ها از دلايل مهم آن است. گيلانيان معتقدند كه گرد و غبار خانه بايد قبل از چهارشنبه سورى و تحويل سال از خانه بيرون رود.
از جمله كارهاى مهمى كه در گذشته با فرارسيدن اسفندماه و نزديكى بهار انجام مى شد، «گل كار» خانه هاى گلى بخصوص در روستاها بود. روستائيان گيلانى مقدارى گل را به همراه ساقه شلتوك و آب مخلوط مى كردند و آن قدر پابرهنه آن را لگد مى زدند تا حالت چسبندگى به خود بگيرد، سپس با ماله چوبى آن را براى ترميم قسمت هايى از كف و ديواره اتاق هايشان استفاده مى كردند. ناگفته نماند «گل كار» كارى مشكل است و همه نمى توانند اين كار را انجام دهند، در نتيجه استادان بومى اى بودند كه به نحو احسنت از عهده اين كار بر مى آمدند. البته با كم شدن خانه هاى گلى در روستاها، انجام اين كار نيز كاهش يافته اما هنوز هم در ييلاقات و بسيارى از روستاهايى كه خانه گلى در آن وجود دارد، سالى يك بار و معمولاً اسفندماه انجام مى شود.
ترانه هاى بهارى
حضور نوروزى خوان ها در روستاها با فرا رسيدن ماه اسفند و به مشام رسيدن عطر بهار نيز جلوه اى خاص از رسوم سرزمين گيلان است. نوروزى خوانى يا خواندن ترانه هاى بهارى، از مراسم قديمى گيلان است كه قدمت آن به پيش از اسلام باز مى گردد اما هم اكنون نيز در شهرستان هايى نظير رشت، آستارا، تالش و رودسر نوروزى خوانى رواج دارد.
نوروزى خوان ها در گروه هاى چندنفره ترانه ها و اشعارى را براى بهار مى سرايند، البته پس از اسلام، ابياتى در وصف امامان نيز به آن افزوده اند. ناگفته نماند تعداد زيادى از نسل امروز، نوروزى خوان ها را نديده اند. نوروزى خوان ها در دسته هاى چند نفرى به منازل مردم رفته و آواز سر مى دهند تا صاحبخانه هديه اى را به آنان به عنوان عيدى بدهد. هدايا معمولاً تخم مرغ، برنج، آرد، پول نقد و.‎/‎/ مى باشد. نكته جالب اين كه در گذشته پسران و دختران دم بخت اعتقاد داشتند كه اگر گروه نوروزى خوان در خانه آنان را بزند، بزودى راهى خانه بخت خواهند شد.
در استان سرسبز گيلان نيز به مانند ديگر نقاط كشور و رسومى وجود دارد كه برخى منسوخ شده و برخى ديگر نيز همچنان پابرجاست. پازدن خانه، عيدى گردش، جيج، پخت شيرينى خانگى، عيدى گردش كودكان، مراسم مخصوص سيزده بدر، خوردن سبزى پلو با ماهى و.‎/‎/ از جمله اين رسم هاست.
پا زدن خانه
يكى از رسومى كه هنوز در بسيارى از نقاط استان گيلان پابرجاست، «پا زدن» خانه است، به طورى كه يكى از افراد خانواده يا فاميل كه به خوش قدمى شهرت دارد، چند دقيقه اى را قبل از سال به بيرون از خانه مى رود و به محض تحويل سال نو، با در دست داشتن آب و سبزه و قرآن وارد خانه شده و براى اولين بار در سال نو به همه اتاق ها قدم مى گذارد و به عبارتى خانه را «پا» مى زند. قديمى ترها معتقدند كسانى كه روز به دنيا آمده اند، بيشتر صلاحيت پا زدن خانه را دارند.
عيدى گردش
از ديگر رسوم مردم گيلان در ايام نوروز، ديدار اقوام و دوستان بوده كه به «عيدى گردش» معروف است. در گذشته چند نفر از جوانان روستا پاى پياده به خانه هاى هم محلى ها مى رفتند و پس از عرض تبريك و خوردن شيرينى و.‎/‎/ در حياط آن خانه، مرد ساكن در آن خانه را به همراه خود به خانه بعدى مى بردند و به اين ترتيب تعداد آنان لحظه به لحظه بيشتر شده و كم كم به تمام منازل محله رفته و پيغام بهار را با «عيد شما مبارك» به گوش اهالى محل مى رساند. البته اين رسم سال هاست كه از ميان رفته و تنها تعداد اندكى از روستائيان اين سنت زيبا را حفظ كرده اند.
عيدى گردش كودكان نيز در گيلان بسيار جالب و ديدنى بوده و شايد جوانان ۲۵ تا ۲۷ ساله امروزى جزو آخرين كسانى باشند كه به عيدى گردش كودكانه رفته اند. كودكان و نوجوانان با در دست داشتن پلاستيك خالى در دسته هاى ۲ تا ۴ نفره، به خانه هاى مردم مى رفتند و همه با هم فرياد مى زدند: «عيد شما مبارك- عيد شما مبارك»، بعد از تكرار اين پيام، صاحبخانه بيرون مى آمد و به شوخى مى گفت: «قشنگ وچه؛ سبيل شما سه چارك»، (وچه يعنى پسر و چارك به معنى وجب مى باشد) و سپس نخود، كشمش، شكلات، تخم مرغ و گاهى نيز پول نقد را به آنان مى داد. بچه ها نيز شاد و خوشحال از آن خانه به خانه اى ديگر مى رفتند. متأسفانه اين رسم به مرور زمان از بين رفته است.
جيج يا جنگ تخم مرغ ها
يكى ديگر از كارهايى كه در گذشته توسط كودكان و نوجوانان و بعضاً جوانان انجام مى شد و حتى امروزه نيز كم و بيش پابرجاست، «جيج» نام دارد. «جيج» جنگ تخم مرغ ها است. قاعده بازى بدين شكل است: 2 نفر با ۲ تخم مرغ رودر روى هم قرار گرفته و سر دو تخم مرغ را به هم مى كوبند و بعد همين كار را با ته تخم مرغ انجام مى دهند، تخم مرغ هر كه شكست، او بازنده بوده و آن را به طرف برنده مى دهد. نكته جالب اينكه بعضى از افراد يك تخم مرغ را چند هفته قبل از عيد داخل برنج مى گذاشتند تا سفت و محكم شود و گاهاً يك تخم مرغ ۱۰ تا ۱۵ تخم مرغ را شكست مى داد. اين بازى جالب و ديدنى فقط در ايام نوروز انجام مى شود.
شيرينى خانگى با تنور نانوايى
پخت شيرينى خانگى در گيلان از جمله كارهايى است كه همه ساله انجام مى گيرد. در گذشته نه چندان دور زنان خمير شيرينى را در خانه آماده و آن را به نانوايى ها مى بردند، اما امروزه كمتر كسى شيرينى را به نانوايى مى برد هر چند كه مزه واقعى شيرينى خانگى گيلان با پخت در تنور نانوايى معنى پيدا مى كند.
دختران گيلانى نيز در اين ايام به چيدن بنفشه و دسته كردن آن، رنگ زدن تخم مرغ، سبز كردن گندم و عدس روى كوزه هاى گلى و همچنين پخت شيرينى به مادران خود كمك مى كنند.
تازه لباس دكونن
پوشيدن لباس نو «تازه لباس دكونن» نيز پيغام ديگر بهار است. در گذشته و در روستاها اوليا سالى يك بار و آن هم در ايام نوروز براى فرزندان خود لباس مى دوختند و يا مى خريدند اما حالا ديگر از اين خبرها نيست. به گفته پدربزرگان و مادربزرگان ما، در گذشته ۲ مطرب با ساز و نقاره به خانه هاى مردم مى رفتند و با نواختن آهنگ هاى محلى و شاد عيد را تبريك مى گفتند و شور و حال خاصى را به وجود مى آوردند. نخستين وعده غذايى سال نو نيز بايد سبز باشد كه معمولاً سبزى پلو با ماهى است. متأسفانه همه مردم به دليل شرايط خاص معيشتى و بالا بودن قيمت ماهى، قادر نيستند اين غذا را بر سر سفره هايشان داشته باشند و به كوكو سبزى و يا سبزى پلو خالى بسنده مى كنند.
آب دوته كونوس و آب دوته خوج
حالا كه صحبت از خورد و خوراك عيدانه شد، بهتر است كه بگوييم خوردن «آب دوته كونوس و آب دوته خوج» را از ياد نبريد. خوردن «آب دوته كونوس و آب دوته خوج» در اكثر روستاهاى شرق گيلان در ايام نوروز رايج است. «آب دوته كونوس به ازگيل در آب و سركه و نمك نگهدارى شده و آب دوته خوج به گلابى محلى در آب و سركه و نمك نگهدارى شده مى گويند.»
ناگفته نماند تعدادى از مردم گيلان در زمان تحويل سال، بر سر مزار عزيز از دست رفته خود حاضر مى شوند و سال نو را در كنار آنان جشن مى گيرند.
سيزده بدر سال ديگر
سيزده بدر نيز در استان گيلان از حال و هواى خاصى برخوردار است، ميليون ها مسافر از اقصى نقاط كشور به مناطق ديدنى گيلان مى آيند و شادى و نشاط و زيبايى منحصر به فردى را ايجاد مى كنند؛ البته از ريختن آشغال نيز دريغ نمى كنند.
چند خانوار از گيلانيان با هم در روز سيزده بدر به دشت و صحرا و كوه و دريا مى روند و غذا را در كنار هم با شادى و نشاط ميل مى كنند.
از جمله رسم هاى گيلانيان در روز سيزده بدر، انداختن ۱۳ سنگ و همچنين انداختن سبزه به داخل آب روان و رودخانه هاست. مردم با انداختن هر سنگ مى گويند: سيزده بدر سال ديگر. جالب اين كه زوج هاى جوان با انداختن هرسنگ به شوخى به يكديگر مى گويند: سيزده بدر سال ديگر بچه بغل. به اين اميد تعطيلات عيد در گيلان به پايان مى رسد.

منبع : سایت روزنامه ایران             http://www.iran-newspaper.com/1387/871221/html/iran.htm