خوشحال باشيم يا ناراحت ؟
فكر مي كنم يكي از مشكلاتي كه رشته و حرفه ي كتابداري از آن آسيب ديده و مي بينه ، ورود افرادهاي ضعيف به اين حوزه است.بياييد با خود رو راست باشيم.اگر ما رتبه ي خوب و ممتازي در كنكور كسب مي كرديم ، كتابداري را بر مي گزيديم؟جواب روشن و واضح است.پس قدم اول با بي ميلي و عدم شناخت برداشته شده و پس از ورود به دانشگاه ، حداقل بايد جبران مافات كنيم و سعي كنيم كه با رشته ي خود كنار آمده و متخصص لايقي شويم ،
اما بلا نسبت بعضي ها با كدام اساتيد ؟ خوب اين هم كه نشد ! پس برويم و حداقل چهار تا كتاب و مقاله بخوانيم و توي دو تا كنفرانس و همايش شركت كنيم كه اين هم حتما يا حوصله اش رو نداريم يا اينكه با خودمون ميگيم كه چي بشه ؟ فايده اش چيه؟همين جزوه هاي چهارخطي استادا رو مي خونيم و امتحان و خلاص ! حوصله داري ها!درسهاي ما هم كه قربونش برم خيلي با اوضاع و احوال كتابداري روز دنيا تطابق داره ! نصفش كه فقط مفاهيم نظري و حفظي جاته ! نصف بقيه اش هم كه ارتباط زيادي با كتابداري نداره و براي پركردن تعداد واحدهاي مورد نياز گذاشته شده و مي مونه چند تا درس درست حسابي مثل : فهرست نويسي و رده بندي كه اون هم حتما با وجود فهرست برگه هاي آن لاين ديگه نمي دونم چه فايده اي داره ؟
با اين اوضاع و احوال شنگول ، فارغ التحصل مي شويم و سرمست از گرفتن مدرك راهي بازار كار مي .متاسفانه كتابداري از آن جمله رشته هايي است كه بازار كار خصوصي به آن صورت نداره يا حداقل ما بلد نيستيم براي خودمون كار كنيم و شركتي راه بيندازيم. بعد از كلي امتحان و مصاحبه و گزينش ، اگه قبول بشيم كه من يكي از اون خوش شانساش هستم كه توي كتابخونه ي دانشگاه دولتي هم كار مي كنم ، حسابي مي خوره توي ذوقتون.البته اگه ذوقي براتون باقي مونده باشه.چون فقط مثل يه ماشين بدون روح و فكر بايد كار كنيد.نه تغيير و تحولي و نه روز آمد بودني و نه پيشرفتي ! حداقل اينجا كه اينجوريه !
هر از اينجا مونده و از اونجا رونده اي رو مي فرستن كتابخونه ! كي به حرف ما گوش ميده ؟
حتما ميگيد كه ما بايد توانايي هامون رو نشون بديم و اونا رو قانع كنيم و از اين حرفها و با ارباب رجوع خوب برخورد كنيم و نياز علمي اش رو برطرف كنيم و باقي چيزايي كه تكرار مكرراته.ولي من موندم و حسرت مي خورم كه چرا اين عمر و وقتي كه مي تونستيم با يه كمي شناخت و درس خوندن بيشتر توي رشته هاي ديگه صرف كنيم و الان علاوه بر بي پولي - سرگرداني هويت كتابدار و كتابداري و سرو كله زدن با آدم هاي بعضا ...رو نداشتيم.كارشناسي ارشد من داره تموم ميشه و اين دردناكه كه بعضي از هم كلاسي هاي من هنوز بيكارند و علاوه بر دردناكي اين دردناك تره كه اگه به بعضي شون بگي كه نيم ساعت – نيم ساعت زياده – يه ربع در مورد كتابداري صحبت كنن نمي تونن ! يه موضوع ديگه هم اين وسط اومده و اون مرگ كتابداري سنتي و كاغد هست.حالا نيست ما خيلي اين كتابداري سنتي رو بلديم ! بايد خودمون رو با كتابداري مدرن و ديجيتال تطبيق بديم وگرنه لاجرم حذف ميشيم.يعني حذمون مي كنن.گروههاي كتابداري هم كه الي ماشالله قارچ گونه رشد كردن و كم مونده كه دانشجوي كارداني رو بورس هيات علمي كنن ! شما راهي به نظرتون مي رسه ؟چاره چيه ؟
این وبلاگ جهت اطلاع رسانی به دانشجویان کارشناسی ارشد کتابدرای و اطلاع رسانی همدان وهمچنین به مطالعه و بررسی شیوههای گوناگون تولید دانش، گردآوری منابع اطلاعاتی (کتاب، مجله، لوح فشرده، بانکهای اطلاعاتی، پایگاه اطلاعاتی، اینترنت و وب)، سازماندهی، بازیابی و اشاعه این منابع و محملهای اطلاعاتی میپردازد و در این راستا تلاش مینماید که در وقت خواننده یا کاربر صرفهجویی نماید.