خیلی زود یاد دوران تحصیل لیسانسم در تبریز و ارشدم در همدان می افتم که همین چند روز پیش تموم شد.یادش به خیر.یاد همکلاسی هامون بخیر.یاد استاد ها بخیر.یاد سرمای همدان بخیر.یاد اتوبوس نشینی ها و بی خوابی های هر هفته پنج شنبه ها بخیر.یاد چرت زدن سر کلاس بخیر.یاد لهجه ی شیرین دکتر روحانی بخیر.یاد تدریس با انرژی دکتر غفاری بخیر.یاد آرامش دکتر نوروزی بخیر.یاد گیر دادن های الکی آقای مرادی بخیر.یاد استرس های شب امتحان بخیر(وای که چقدر ما استرس داشتیم!!!).

ولی حس می کنم که سال بسال دانشجوهای ضعیف تری وارد دانشگاه میشن.حداقل توی دانشکده ی خودمون این رو دیدم.چه از لحاظ شخصیتی و چه از لحاظ درسی.کلا دانشگاه داره به یه دبیرستان بزرگ مختلط تبدیل میشه و بیچاره ما که باید توی این فضا با مثلا دانشجوها سر و کله بزنیم.ادعای زیادی ندارم و مغرور هم نیستم ولی دوستانی که در دانشگاه کار کنند فکر کنم منظور منو متوجه بشن.

زمانه هر جوری که زورش برسه سعی در جدایی آدم ها داره - این ماییم که باید علی رغم تموم مشکلاتی که داریم دوستی ها و ایامی رو که با هم داشتیم از یاد نبریم و براشون حرمت قایل باشیم

ایام عزت مستدام