اين بزرگداشت در واقع براي مجموعه‏اي از حرفه‏منداني برگزار مي شود كه در طول چند دهه اخير براي آموزش كتابداران و رشد حرفه تلاش كردند و من يك نماينده كوچك از جمع بزرگ هستم، حلقه اي از يك زنجير به درازاي تاريخ هستم كه حلقه هاي ديگرش را انسانهاي ديگري از حرفه ها، تخصصها، فرهنگها و مليتهاي گوناگون تشكسل داده اند. چنانچه تلاش سلسله‏اي از پيشكسوتان نمي‏بود، شاگرداني همچون ما تربيت نمي‏شدند. از اين‏رو،‌ ما جلوه تلاش گذشتگان خود هستيم. پس اين بزرگداشت كه امروز برگزار مي‏شود در واقع بزرگداشت معلمان و پيشكسوتان ماست. من افتخار می کنم که عضوی از یک جامعه کوچک اما پر تلاش و اثربخش در سعادت کشور هستم، جامعه ای که فرهیختگان و اندیشمندان فراوانی در آن به خدمت مشغولند.  در حرفه ما استادان نارنینی وجود دارند که بیش از 50 سال در خدمت جامعه بوده اند و همچنان پرتوان به هدایت ما ادامه می دهند.

 از سوي ديگر، بزرگداشت امروز را بايد بزرگداشت جواناني دانست كه پويايي آنها موجب رشد و انسجام حرفه كتابداري و اطلاع‏رساني در ايران شده است. بدون ترديد، جوانان امروز پيشكسوتان فردايند و بايد بزرگداشت‏ها را متعلق به آنها دانست. من اميد بسياري به جوانان امروز دارم و بر اين باورم كه آنها نسل توانمند و پويايي هستند كه موجب تحولات بزرگي خواهند شد. اين‏جانب علي‏رغم ميل باطني خود در مورد اختصاص اين بزرگداشت به من و علي‏رغم مقاومت چند ساله در برابر برگزاري اين مراسم، تنها زماني با اين رخداد موافقت كردم كه پافشاري و توجيه جوانان عضو انجمن شاخه خراسان بر اين كار اصرار داشت.

و اما چند كلمه در ارتباط با جامعه كتابداري و اطلاع‏رساني ايران كه خود افتخار مي‏كنم يكي از خادمان آن هستم. از ديدگاه من، اين حرفه،‌ با وجود مشكلاتي كه بر آن تحميل شده است، در شرايط خوبي به‏سر مي‏برد. شواهد بسياري شاهد اين ادعاست:

1. رشد گروه‏هاي كتابداري به لحاظ ايجاد مقاطع ارشد و دكترا و به‏تبع آن افزايش توليد علم در قالب پايان‏نامه و مقالات علمي اميدواركننده است. به موازات اين، افزايش تعداد اعضاي هيأت‏ علمي با مدرك دكترا حكايت از توسعه علمي و دانشگاهي آن دارد.

2. افزايش تعداد مقاله‏هاي علمي منتشره در مجلات بين‏المللي نشان از توانمندي كتابداران جوان براي حضور در عرصه جهاني است.

3. افزايش تعداد مجلات علمي- پژوهشي و علمي- ترويجي در حوزه كتابداري و اطلاع‏رساني بيانگر توليد علم و نيز بيانگر وجود بسترهاي علمي براي نشر و اشاعه آن است.

4. افزايش تعداد ناشران تخصصي كتابداري و در نتيجه افزايش چشمگير كتاب‏هاي تأليفي و ترجمه‏اي حكايت از تمايل شديد كتابداران براي نگارش كتاب و در دسترس گذاردن آن در سطح وسيع دارد.

5. تأسيس انجمن‏هاي كتابداري و اطلاع‏رساني پزشكي و پيراپزشكي و نيز اتحاديه انجمن‏هاي علمي دانشجويي و توسعه آنها در سطح استان‏هاي مطرح ايران نويدبخش حركت‏هاي برنامه‏ريزي‏شده، ‌يكپارچه و مشاركتي است. جذب تعداد قابل توجهي از كتابداران و دانشجويان كتابداري در اين انجمن‏ها نشان از تمايل آنها به فعاليت و پويايي دارد.

6. ايجاد برخي مراكز ملي اطلاع‏رساني و يا توسعه آنها،‌ مانند مركز منطقه‏اي اطلاع‏رساني علوم و فناوري و پژوهشگاه علوم و فناوري اطلاعات،‌ همچنين ساير كتابخانه‏هاي بزرگ مانند كتابخانه ملي و كتابخانه مركزي آستان قدس شواهد ديگري از توسعه حرفه كتابداري و اطلاع‏رساني در ايران در چند دهه اخير است. پايگاه‏هاي اطلاعاتي متعددي كه اين مراكز و كتابخانه‏ها طراحي و ايجاد كرده‏اند توانسته است خدمات مشابهي را به جامعه در زمينه برآوردن نيازهاي اطلاعاتي آنها ارائه دهد.

7. ايجاد و توسعه چند شركت نرم‏افزاري در زمينه كتابداري واطلاع‏رساني و توليد نرم‏افزارهاي كتابخانه‏اي نشان از توانمندي متخصصان علوم رايانه ايران در توليد اين محصولات دارد. استقبال آنها از همكاري كتابداران در طراحي محصولات كاربرمدارانه‏تر و همچنين پشتيباني آنها از فعاليتهاي علمي كتابداران گواه ديگري از وجود تعامل و پويايي ميان دو حرفه است.

8. برگزاري ده‏ها همايش ملي و نزديك به صد همايش ماهانه در زمينه‏هاي تخصصي و همچنين برگزاري بيش از صد كارگاه آموزشي كه غالباً از سوي انجمن‏هاي كتابداري و اطلاع‏رساني در سراسر كشور اجرا شده است بيانگر پويايي بي‏نظير اين حرفه در فعاليت‏هاي اجتماعي دارد.

 در مجموع،‌اكنون شاهد پويايي و رشد مناسبي در حرفه خود هستيم كه به ياري افراد علاقه‏مند و سخت‏كوش به‏وجود آمده است. از اين بابت بايد بر خود بباليم.

در عين حال، واقع‏بيني نيز ما را بر آن مي‏دارد كه به نقاط اساسي ضعف و كاستي‏هاي حرفه خود اشاره كنيم:

1. تأكيد بر رشد كمي گروه‏هاي آموزشي از سوي وزارت علوم در چند سال گذشته و عدم نظارت بر فعاليت اين گروه‏ها موجب آشفتگي در حرفه و عدم پويايي در تنظيم ميان عرضه و تقاضا شده است.

2. عدم مشاركت بخش عمده‏اي از اعضاي هيأت علمي در فعاليت‏هاي اجتماعي و علمي و عدم همكاري آنها با انجمن‏هاي كتابداري و اطلاع‏رساني از مهم‏ترين چالش‏هاي كنوني و آتي حرفه است. ناخرسندانه بايد گفت اشتغال به تدريس بيش از حدّ در دانشگاه‏ها و مراكز آموزش عالي موجب عدم‏ همكاري آنها با ساير كتابداران شده است.

3.  بر این باورم که مشکلات این کشور با کار متوسط و معمولی به پیش نمی رود. در جهانی که دچار رقابت دانشی و گسترده شده است، نمی توان انتظار داشت که کشور با کار معمولی می تواند هماهنگ با جامعه جهانی زندگی کرده و به پیش برود. بايد با تلاش بيشتر و علمي تر به توسعه ايران عزيز همت گماشت. جوانان بايد برنامه اي دقيق و پيوسته براي پيشرفت خود تدارك بينند و با كوشش مداوم و با استفاده از تجربه و دانش پيشكسوتان به موفقيت برسند.

در پایان، بر خود بایسته می دانم که از جمع زیادی از انسانهایی که در زندگی و حرفه من نقش داشته اند خالصانه سپاسگزاری کنم. از پدرم که درس مردمداری را و از مادرم که درس عشق را، از خواهرانم که مهربانی را، و از برادرانم که میهن دوستی را. آموختم. از همسر فهيم و ايثارگرم خانم پريرخ كه شريك زندگي خانوادگي و حرفه اي ام هستند، از دو فرزندم كه مايه نشاط زندگي ام بوده و هستند نيز بايد به نيكي ياد كنم.

از معلمان و استادانی که در رشد ذهنی و معرفتی من نقش داشته اند، از همکاران پرتلاش که انگیزه کار بیشتر را در من تقویت کردند، از دانشجویانی که پویایی را از من طلب داشتند و از آنها نکته های بسیار آموخته ام فروتنانه سپاسگزاري مي كنم.

از همکارانی که زحمت برگزاری این مراسم را کشیده اند و طی یکسال گذشته دست اندرکار برنامه ریزی بوده اند بويژه آقاي جواد يغمايي، منصور ميرزايي، فاطمه هراتيان، فاطمه پازوكي، محمد زره ساز، رامين نادري و همسرشان تكتم غلامي، خانواده نادري، مهدي زاهدي، محمد نعيم آبادي، محمود سالاري، سارا طباطبايي، مهرداد يوسفي، دكتر قاسمي، شعله ارسطوپور، عبدالرسول خسروي، خانمها رهنما، داودي، ظريف، و همه آناني كه اكنون نامشان را به ياد ندارم صمیمانه تشکر می کنم و برایشان آروزی بهروزی دارم. كمكهاي بي دريغ و هميشگي افراد و نهادهايي كه همواره مشوق فعاليتهاي علمي انجمن بوده اند، شركتهاي نوسا، پارس آذرخش، نشر چاپار، نشر كتابدار، صنايع همگامان خراسان، كتابخانه مركزي دانشگاه فردوسي، و ... در خور تقدير ويژه است.

از همه آناني كه فراموش كرده ام سپاسگزاري كنم خالصانه پوزش مي خواهم. آرزو می کنم که خداوند متعال توانایی کسب معرفت درک جهان، درک انسانها و در خدمت انسانها بودن را در همه ما تقويت كند.

 رحمت الله فتاحی

چهارشنبه 18 آذر 1388